شناسه خبر : 446
  پرینتخانه » آخرین اخبار تاریخ انتشار : 26 آذر 1397 - 18:44 |

چگونه یک دهه هشتادی خودکشی می‌کند؟

ایلام رسانه _ یک روانشناس سلامت می‌گوید آنچه در بروز خودکشی در میان جوانان اثرگذار است، عوامل بسیاری را در بر می‌گیرد، ولی موثرترین عامل خانواده است؛ زیرا فرد در خانواده مهرورزی و عشق ورزیدن را می‌آموزد.

هفته گذشته گزارشی مربوط به «اخبار خودکشی متولدین دهه 80 در میان خبرگزاری‌هایی رسمی کشور» منتشر شد که اخبار خودکشی نوجوانان در دو رسانه را جمع‌آوری کرده بود. متولدین دهه 80 یعنی افرادی که حداکثر 17 سال دارند. گرچه این آمار کلا حدود سی مورد در سه سال است و زیاد نیست، اما نخستین فکری که با نگاه به این آمار به ذهن مخاطب می‌رسد این است که چرا باید فردی با این سن و سال دست به خودکشی بزند؟ مگر او از زندگی چه فهمیده است؟

**خودکشی اتفاقی نیست

سعید حیدری، روانشناس سلامت  می‌گوید: خودکشی راهی است برای پایان دادن عمدی به زندگی. این کار اتفاقی نیست، بلکه فرد از قبل به آن فکر کرده و برای آن برنامه ریزی کرده است. خودکشی یکی از عوامل اصلی مرگ و میر جوانان در سراسر دنیاست؛ اما اینکه چرا یک نوجوان 17 ساله دست به خودکشی می‌زند، باید جوانب مختلف را بررسی کرد.

وی ادامه داد: در درجه اول باید دانست که نوجوان مانند هر انسان دیگری نباید به صورت تک بعدی مورد بررسی قرار گیرد. بلکه باید بسیاری از عوامل زمینه‌ساز و بروز دهنده را در نظر بگیریم که سبب شده یک نوجوان به بن بست فکری برسد و تنها راهکار خلاص شدن از زندگی را خودکشی بداند.

«به اعتقاد من مسائل بسیاری می‌تواند زمینه خودکشی را فراهم کنند. یکی از مهمترین این مسائل خانواده است. کودک در خانواده بزرگ می شود و می آموزد چگونه با دنیای خود تعامل کند. در 3 سال ابتدای زندگی است که کودک عشق ورزی به دیگران را یاد می گیرد. این یکی از مهمترین آموزه‌هایی است که در رفتار و کردارهایی که در سال های بعد در زندگی فرد تاثیرمی گذارد، ظهور و بروز دارد.»

«اگر کودکی در سال‌های اولیه زندگی اعتماد پدر و مادر را دریافت نکرده باشد، قاعدتا زمانی که بزرگتر می‌شود،‌ اعتماد کردن به خود و دیگران را به‌سختی می‌آموزد. بنابراین خانواده می‌تواند یک عامل تاثیرگذار در توانمندسازی فرزندان باشد که در دوران جوانی بتوانند یک شخص توانمند در جامعه باشند.»

**جوانان و بحران هویت

روانشناسان اعتقاد دارند نوجوانی یعنی دوران طوفان و فشار، یعنی دوره‌ای که یک کودک قرار است از خانواده مستقل شود، اما شرایط استقلال را ندارد. همچنین این دورانی است که فرد دچار تضادهای فکری با والدین خود و دیگران می‌شود.

حیدری معتقد است در این زمان هویت فرد درحال شکل گیری است و باید بحران‌هایی را پشت سر بگذارد. باید برای سوالات خود این پاسخ‌ها را بیابد که چرا به دنیا آمده و کجای دنیا ایستاده است. نقش او دراین دنیا چیست؟ این زمانی است که فرد در حال هویت‌یابی است. حال تصور کنید در جو خانواده‌ای این هویت شکل بگیرد که فضا مسموم باشد، مسلما نمی‌شود یک هویت مستقل شکل بگیرد.این هویت شکننده و تحت تاثیر الگوبرداری خارج خانواده است.

«یک واقعیت وجود دارد، نوجوانان ما بیش از اینکه تحت تاثیر خانواده و معلم خود باشند، تحت تاثیر گروه همسالان قرار دارند. وقتی می‌بینند همسالانشان اقداماتی انجام می‌دهند که به مذاق آنها خوش می‌آید، متاسفانه بدون اندیشیدن به خوب و بد یک رفتار،‌ از آن الگو گرفته و آن را انجام می دهند. در این هنگام فرد نوجوان به دنبال انجام فعالیتی برای دیده شدن است و مهم نیست که آن فعالیت چیست. به عبارتی برای دیده شدن و اثبات استقلال، توانمندی‌ها و خودمحور بودنشان به خانواده دست به چنین کارهایی می‌زنند.»

**افسردگی و اضطراب افراد را به سمت خودکشی سوق می‌دهد

این روانشناس با بیان اینکه مسئله دیگر که در بروز خودکشی موثر است، بیماری‌های روانی مانند افسردگی در نوجوانان است می‌گوید: افسردگی و اضطراب می‌تواند افراد را به سمت خودکشی ببرد، چون با ناامیدی همراه است. عزت نفس پایین و عدم اعتماد به نفس و باور نداشتن به توانمندی‌ها می‌تواند موجب شود که یک فرد خودکشی را به‌عنوان راه حل انتخاب کند.

«علاقه به جنس مخالف و دل بستگی به آنها نیز در این سن تجربه می‌شود. در این زمان ممکن است به علت عدم پختگی و تجربه لازم، نوجوان دچار وابستگی شدید شود که در صورت شکست عاطفی ممکن است فکر کند دنیا به آخر رسیده و بنابراین به زندگی خود پایان بدهد و دلیلی برای زنده بودن خود تصور نکند.»

**مدارس ما، بچه‌ها را توانمند نمی‌کنند

حیدری با بیان اینکه اختلاف نظر خانوادگی بین والدین و نوجوان می‌تواند سبب ایجاد تعارض برای فرد شود می‌گوید: این بحث به اندازه‌ای مهم است که منشا بسیاری از بیماری‌های روانی مانند «اسکیزوفرنی»، تعارضات خانوادگی است که این تعارضات می تواند فرد را به سمت خودکشی سوق دهد.

وی بحث توانمندسازی فرد در سیستم آموزشی و خانواده را یکی دیگر از عوامل موثر در خودکشی نوجوانان دانسته و متذکر می‌شود که سیستم آموزشی ما برخلاف آنکه دو واژه آموزش و پرورش را یدک می‌کشد اما متاسفانه در عمل یک سیستم آموزشی مبتنی بر نمره بوده و پرورش مورد غفلت قرار گرفته است.

«مدارس ما، بچه‌ها را توانمند نمی‌کنند و به آنها زندگی کردن را یاد نمی‌دهند بلکه سعی می‌کنند از آنها شاگردهایی زرنگ بسازند نه انسانهای موفق. همین می‌شود که وقتی فرزند ما با مشکلی روبه‌رو می شود نه در سیستم آموزشی و نه در نهاد خانواده یاد نگرفته مسئله را حل کند.»

وقتی نوجوان راه حل مسئله را یاد نگرفته باشد، در صورت مواجهه با آن، به سمت راحت‌ترین راه حل یعنی خودکشی می‌رود در صورتی که نمی‌داند مشکلی که به واسطه انسان به وجود آمده به وسیله انسان هم حل خواهد شد و راه حل را یا باید یافت یا باید ساخت.

**برای درک شرایط باید با جوانان همدلی کنیم

این روانشناس معتقد است برای آنکه وضعیت جوانان را در چنین شرایطی درک کنیم باید با جوانان همدلی کنیم. یعنی به گذشته خود برگردیم. «آیا ما در هنگام نوجوانی، دغدغه‌ای در زندگی نداشتیم. چرا وقتی یک نوجوان عاشق می‌شود، نه جامعه و نه خانواده این عاشق شدن را نمی پذیرد و شرایط را درک نمی کند؟ این یک بحران برای نوجوان است و باید برای آن چاره اندیشید نه اینکه با آن مبارزه کرد.»

واقعیت این است که نوجوان در این مقطع سنی، نمی‌داند کیست و با تناقضات بسیاری در اعتقادات و باورها روبه‌روست، یا نوجوان می‌خواهد انتخاب رشته کند. این‌ها مسائلی است که فرد روزبه‌روز با آن مواجه است. در برخی مواقع پدر و مادر از هم جدا می شوند و نوجوان خودش را مقصر می‌داند.

وی مسئله خودنمایی کردن را یکی دیگر از مواردی می‌داند که در خودکشی مطرح است و نه فقط در نوجوانان بلکه در بزرگسالان نیز دیده می‌شود و توضیح می‌دهد: نوجوان هم انرژی لازم برای جنگیدن دارد و هم زندگی کردن، اما برای آنکه خود را به پدر و مادرش اثبات کند و نشان دهد مسیر خود را انتخاب کرده است، دست به کاری خطرناک می‌زند تا بگوید اگر هویت و شخصیت مرا نپذیرید من می‌توانم دست به کارهای بزرگتری هم بزنم.

**خودکشی با انگیزه جلب توجه

«برخی موارد هم فرد قصد دارد با خودکشی با پدر و مادرش مقابله کند. به عبارتی دست به تسویه حساب شخصی می‌زند. یعنی می‌خواهد بگوید چون برای من فلان گردن بند را نخریدید من شما (پدر و مادر) را از خودم محروم می‌کنم.»

حیدری در عین حال بر این نکته تاکید دارد که در بسیاری از موارد، خودکشی به قصد و نیت ترساندن اطرافیان انجام می‌شود و می‌گوید: خودکشی اگر با چنین قصد و نیتی هم انجام شود باز به مدل تربیتی والدین و توانمندی‌هایی که باید به بچه‌ها یاد می‌دانند و ندادند برمی‌گردد.

وی در مورد این توانمندی‌ها نیز می‌گوید: یکی از این توانمندی‌ها، مهارت ابراز وجود است. ما به جوانان روشِ درستِ جلب توجه را یاد نداده‌ایم و به آنها نیاموخته‌ایم که همان چیزی که هستند را نشان دهند.عزت نفس و اعتماد به نفس نیز از سوی والدین در بچه ها تقویت نمی‌شود. در حالیکه می‌توان با سپردن برخی مسئولیت‌ها به بچه‌ها، اعتماد به نفس را در آنها بالا برد تا وقتی مشکلی در نوجوانی و جوانی به سراغش آمد بتواند خودش از پس آنها بربیاید.

**نوجوانان باید بیاموزند مشکلات چالش است نه مانع

«کنترل خشم نیز از دیگر مهارت‌های ضروری است که باید به بچه‌ها بیاموزیم. عصبانی شدن در جریان زندگی روزانه اجتناب‌ناپذیر است، اما مهم این است که بتوانیم خشم و عصبانیت را مدیریت کنیم تا به پرخاشگری منجر نشود. باید به نوجوانان بیاموزیم که مسائل را به صورت چالش در نظر بگیرند نه مانع.»

**والدین از کجا باید بفهمند نوجوان قصد خودکشی دارد؟

در بسیاری از مواقع وقتی فردی دست به خودکشی می‌زند اطرافیان می‌گویند در رفتار او هیچ نشانی مبنی بر قصد خودکشی مشاهده نکرده‌اند و ناگهان فرد دست به انجام کار زده است. اگر این گونه است، والدین از کجا باید بفهمند نوجوان قصد خودکشی دارد؟ این سوالی است که این روانشناس در مورد آن می‌گوید: تغییر رفتار فرد در چنین مواردی می‌تواند بسیار نامحسوس باشد اما بی‌نشانه نیست. کما اینکه فرد ممکن است از پدر و مادر یا اطرافیانش سوالاتی در مورد خودکشی بپرسد. اینکه آیا خودکشی با درد همراه است؟ سرنوشت فرد بعد از خودکشی چه می‌شود؟ یا اینکه در مورد خودکشی به جستجوی اخبار و اطلاعات بپردازد و اخبار حوادث و خودکشی را دنبال کند.

وی معتقد است پدر و مادر باید بدانند فرزندشان با چه کسانی دوست و در ارتباط است. و آن افراد چه طرز تفکری دارند و در چه فضای فکری سیر می‌کنند. به چه اعتقاد دارند و به چه بی‌اعتقادند.

**افسردگی و ناامیدی، بزرگترین عامل خودکشی

به گفته حیدری بزرگترین عاملی که موجب می‌شود فرد به سمت خودکشی سوق پیدا کند افسردگی و ناامیدی است و چنین وضعیتی نباید از دید والدین پنهان بماند. از همین رو خانواده‌ها نباید به هیچ‌وجه نوجوان را نادیده بگیرند، چون همین حس دیده نشدن و یا اهمیت نداشتن باعث ایجاد حس ناامیدی می‌شود.

دوست داشتن فرزندان را نباید مشروط کرد. حرف هایی مانند اینکه «من تو را دوست ندارم در صورتی که معدلت غیر از 20 باشد» یک دوست داشتن مشروط است در صورتی که نوجوان باید از دوست داشتن بدون قید و شرط برخوردار باشد.

«در این صورت است که فرد خانواده را پشتیبان خود در حوادث و تجارب مختلف خواهد دید و اگر در جایی خطا کند یا زمین بخورد دوباره برخواهد خواست و ادامه خواهد داد چون می‌داند خانواده پشت و پناه اوست.»

وی متذکر می‌شود: اگر خانواده متوجه شد که فرزندش قصد خودکشی دارد یا به آن فکر می‌کند در درجه اول باید افراد مرتبط با او را زیر نظر بگیرد و دوستانی که احتمال دارد این حس بد را در او تقویت کنند، هوشمندانه دور کنند و در اسرع وقت او را نزد یک روانپزشک یا روانشناس ببرد.

حیدری توصیه می‌کند: در چنین مواردی فرد باید مورد پذیرش خانواده قرار گیرد تا حس تنهایی نکند و اعضای خانواده سعی کنند تضادها و اختلافات فکری با وی را به حداقل برسانند. به یاد داشته باشید که هرچه رابطه فرد با پدر و مادر بهتر باشد، قطعا فرزند احساس آرامش بیشتری خواهد کرد و بدون شک کمتر افکار خودکشی به سراغش خواهد آمد.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.