- فریاد العطش مزارع حوزه کرخه ایلام به وزارت نیرو رسید/ قول آب از سد سیمره داده شد
- کاهش ۵۷ درصدی تصادفات برونشهری ایلام ۵۷ در دیماه
- پتروشیمی ایلام متعهد به تسویه بدهی گازبهای خود شد/ تأمین پایدار گاز خانگی استان در گرو وصول مطالبات
- تکمیل پوشش آسفالتی بیش از ۲۱۵ کیلومتر از جادههای ایلام
- لزوم بهروزرسانی اطلاعات بیمهشدگان در سامانه خدمات الکترونیک
- اختتامیه پنجمین جشنواره علمی، فرهنگی و هنری امامت و مهدویت در ایلام برگزار شد
شانزدهم آذر و بازخوانی یک الگوی تاریخی: جنبش دانشجویی در میانه اراده ملی، استبداد داخلی و سلطه خارجی
✍یوسف میری
شانزدهم آذر ۱۳۳۲، که در تاریخ معاصر ایران به “روز دانشجو” مبدل شده است، یک حادثه تاریخی صرف یا صرفاً یادبودی برای سه دانشجوی شهید نیست. این رویداد را باید به عنوان “نماد و نمودی از یک الگوی تکرارشونده و تاریخی” درک کرد؛ الگویی که محور اصلی آن “ستیز اراده ملی ایران برای تعیین سرنوشت خویش” با یک “دوگانه قدرت متخاصم” است: استبداد داخلیِ وابسته از یک سو، و سلطه خارجی از سوی دیگر. واقعه شانزدهم آذر و جنبش دانشجویی ایران، به مثابه قلب تپنده این مبارزه، تجسم همین الگو است. با مرور گذرا بر نقاط عطف تاریخ معاصر ایران و واکاوی دقیقتر رویداد شانزدهم آذر، روشن میشود که جنبش دانشجویی، همچون گذشته، به عنوان “حنجره و ضمیر بیدار مردم” باقی مانده و میماند.
تاریخ ایران در سده اخیر، شاهد تکرار یک درام دردناک است که بر محور سه رکن شکل میگیرد: اراده ملت برای استقلال و آزادی، سرکوب توسط یک ساختار استبدادی داخلی، و دخالت و سلطهگری قدرتهای خارجی که اغلب، استبداد داخلی را تقویت کرده منافع خود را تأمین میکند.
پیروزی جنبش مشروطه و استقرار مجلس، تجلی اولیه اراده ملی برای محدود کردن خودکامگی و حکومت قانون بود. اما با اشغال ایران در جنگ جهانی اول، این نهاد نوپا تهی از قدرت شد. جامعه ایرانی در واکنش، شاهد شکلگیری جنبشهای مردمی و مسلحانهای مانند جنبش جنگل و قیام دلیران تنگستان علیه سلطه خارجی و عوامل داخلی آن بود. د نهایت این دوره، با مداخله مستقیم خارجی و با روی کار آمدن دیکتاتوری رضاخان که با سرکوب گسترده همراه بود، پایان مییابد.
با سقوط رضاخان در شهریور ۱۳۲۰، فضای نسبتاً بازی شکل گرفت که به بلوغ سیاسی و ظهور نهضت ملی انجامید. دولت دکتر مصدق، به عنوان تبلور اراده مردم برای کنترل منابع ملی و استقرار حاکمیت قانون، نفت را ملی کرد. اما دیگر بار الگوی تاریخی مذکور بار دیگر تکرار شد: قدرتهای خارجی (آمریکا و بریتانیا) با طراحی و اجرای کودتایی نظامی، دولت ملی را سرنگون کردند و بار دیگر، دیکتاتوری وابسته (این بار محمدرضا پهلوی) را بر اریکه قدرت نشاندند.
اما انقلاب ۱۳۵۷ را باید نقطه اوج بلوغ جامعه ایرانی و پاسخی رادیکال به این الگوی شکستخورده تاریخی دانست. ملت ایران بار دیگر چتر دیکتاتوری را از سر برداشت. اما دشمنی دوگانه استبداد و سلطه، بلافاصله با توطئههای متعدد از جمله طراحی کودتا، تحریم و در نهایت جنگ هشت ساله علیه ایران، خود را نشان داد. در این میان، بصیرت جنبش دانشجویی که از تجربه تاریخی بهره میبرد، در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ و با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، نقشهای مداخله جویانه را افشا و تا حد زیادی خنثی کرد. این اقدام، ادامه منطقی همان مبارزهای بود که شانزدهم آذر آغازگر آن بود.
واقعه شانزدهم آذر، دقیقاً صد روز پس از کودتای ۲۸ مرداد و در یکی از حساسترین و تاریکترین مقاطع سیاسی ایران رخ داد. این رویداد در واقع آینه تمام نمای تلاش جامعه ایرانی برای رهایی از آن الگوی تاریخی شوم است. در این روز به عینه هر سه عنصر الگوی مذکور نمایان تر از هر روز دیگر است.
در این روز جرقه اعتراضات به دنبال انتشار خبر سفر ریچارد نیکسون، معاون رئیس جمهور وقت آمریکا، به تهران و همچنین خبر بازگشایی سفارت بریتانیا زده شد. نیکسون، همان کسی بود که سقوط دولت مصدق را “پیروزی سیاسی امیدبخش” خوانده بود. بنابراین، حضور او نماد بازگشت آشکار و تحقیرآمیز همان قدرتی بود که کودتا را طراحی کرده بود.
در مقابل اعتراضات مسالمتآمیز دانشجویان، از سوی دولت نظامی فضلالله زاهدی و حکومت نظامی تیمور بختیار پاسخی که داده شد ورود نیروهای مسلح به حریم امن دانشگاه تهران و تیراندازی به سوی دانشجویان بی سلاح در دانشکده فنی بود، این واقعه چهره خشن استبداد داخلی و وابسته را به وضوح نشان داد، استبدادی که محصول همان کودتای خارجی بود و مشروعیت خود را از حمایت بیگانگان میگرفت.
بنابراین، دانشجویان با آگاهی از این پیوند شوم، به میدان آمدند. آنها نه فقط علیه حکومت، که علیه نماد بازگشت استعمار اعتراض میکردند. شهادت سه دانشجوی جوان، مصطفی بزرگنیا، احمد قندچی و مهدی شریعترضوی، در مقابل دانشکده فنی، این رویداد را از یک درگیری داخلی به نمادی جاویدان از مقاومت در برابر استبداد و استعمار بدل کرد. دانشجویان در آن روز، به واقع به نیابت از ملت ایران سخن گفتند.
شانزدهم آذر یک تراژدی ساده نبود. این واقعه، حلقه اتصال دو مقطع تاریخی بزرگ یعنی شکست نهضت ملی (۲۸ مرداد) و پیروزی انقلاب اسلامی (۲۲ بهمن) بود. از دل این حادثه، هویت و رسالت جدیدی برای جنبش دانشجویی ایران متولد شد: رسالت “مبارزه با استبداد و استعمار” که تا سال ۱۳۵۷ و پس از آن، شعار محوری این جنبش باقی ماند.
جنبش دانشجویی، با تکیه بر این پیشینه تاریخی و با بهرهمندی از قدرت تفکر و تحلیل، همواره نقش مطالبهگر، شفافساز و صدای رسای مردم را ایفا کرده است. آنگونه که رهبر انقلاب نیز بر آن تأکید داشتهاند، دانشجو باید با “مطالبهگری آگاهانه”، “صراحت” و “تبدیل خواستههای برحق به گفتمان عمومی”، بهمثابه رسانهای زنده و مؤثر در جامعه عمل کند.
گرامیداشت شانزدهم آذر، تنها یادکردی تاریخی نیست؛ بلکه پاسداشت و تأکید مجدد بر آن “اراده ملی” است که در طول تاریخ، در برابر دوگانه استبداد و سلطه ایستاده است. این روز به ما یادآوری میکند که دانشگاه و جنبش دانشجویی، همچنان به عنوان ضمیر بیدار و حنجره گویای جامعه، مسئولیت خطیر پاسداری از این اراده و افشای هرگونه بازتولید آن الگوی تاریخی را بر عهده دارد
الگوی تاریخی , جنبش دانشجویی , روز دانشجو
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
